پیتر و گرگ
خلاصه ای از داستان:
روزی، روزگاری، پسری بود به اسم پیتر. خانه آنها نزدیک علفزار بزرگی بود. پیتر با پدربزرگش زندگی می کرد. نزدیک خانه آنها، جنگل انبوهی بود که در وسط آن گرگ گرسنه ای زندگی می کرد. روزی از روزها پدربزرگ به پیتر گفت: پیترجان! تو باید در خانه بمانی و هیچ وقت نباید تنها به علفزار بروی. پیتر پرسید: چرا؟ پدربزرگ جواب داد: چون گرگ گرسنه و خطرناکی در جنگل زندگی می کند. ممکن است از جنگل بیرون بیاید و تو را بگیرد و بخورد. کتاب پیتر و گرگ را می توانید از سایت پرفسور کوچولو تهیه نمایید.
جهت مشاهده همه محصولات فروشگاه پرفسور کوچولو کلیک کنید.